طنز

 

بابا هه بچهاشو جمع کرده بود تعریف میکرد اون روزا برای ما یه جفت کفش میخریدن میرفت تا سال اینده حالا شما سالی سه چهارجفت دارین ما کتابا مونو تو پلاستیک میزاشتیم میرفتیم مدرسه شما کیف دارین کوله دارین غذا ها که شما میخورید اون روزا نبود . . . . هی داشت از نبودا میگفت که بچه کوچیکه گفت.


پس بابا باید خوشحال باشی که داری با ما زندگی میکنی مگه نه:))

 
/ 0 نظر / 7 بازدید